تبليغاتX
یاداشتهای اهالی آهو
 

ویکی پدیا

سلام بر تمامی اهالی آهوی عزیز :

داشتم گشت وگذاری تو دنیای مجازی می زدم به این صفحه برخوردم عین مطلب رو برای شما گذاشتم

 

آهو (روستا)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

(تغییر مسیر از دشت آهو)
پرش به: ناوبری, جستجو
آهو
اطلاعات کلی
نام رسمی : آهو
کشور : ایران
استان : مرکزی
شهرستان : آشتیان
بخش : مرکزی
دهستان : گرکان
نام محلی : آهو
نام‌های قدیمی : سرخه ده
آهو
مردم
جمعیت ۳۷۴ نفر
زبان‌های گفتاری: فارسی
مذهب: شیعه
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا : ۲۱۹۸ متر
اطلاعات روستایی
پیش‌شماره تلفنی : 0862741
وب‌گاه : وبسایت آهو


فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] روستای آهو

[ویرایش] آهو

روستای آهو در ۵ کیلومتری شمال آشتیان واقع شده‌است و از روستاهای استان مرکزی می‌باشد.

این روستا دارای دو امامزاده به نامهای امامزاده عبدالله و امامزاده شهربانو می‌باشد.

این روستا از غرب به گرکان (محل تولد دکتر محمد قریب بنیانگذاز طب اطفال در ایران) و از شمال به تفرش (محل تولد دکتر حسابی) واز شرق به روستای فوجرد منتهی می‌شود.

به روایتی دکتر محمد مصدق در روستای آهو متولد شده‌است.

این روستا شورا هم دارد که در حال حاضر متشکل از ۵ نفر است که سه نفر از آنها ثابت و دو نفر علل بدل هستند ورئیس شورای ده نیز آقای محمد رضا توانا می‌باشد.

ادامه مطلب وجستجوی بیشتردر مرکز ده) است.

قنات‌های متعددی برای آهو به ثبت رسیده‌است از جمله قنات سراب پایین، قنات باغات و قنات گلدر

آهو شامل مناطق متعددی است که هر کدام داستان خود را دارند از دشت آهو گرفته تا قلعه هزار خانی و....

[ویرایش] جمعیت

طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ در ایران روستای آهو شامل ۱۱۳ خانوار می‌باشد که ۳۷۴ نفر(۱۸۱ مرد و ۱۹۳ زن) را شامل می‌شود. ۷۴/۶۱ درصد اهالی آهو باسواد هستند که ۷۸/۱۴ درصد از جمعیت باسواد کل استان مرکزی کمتر است.

[ویرایش] دلیل نامگذاری آهو(سرخه ده)

طبق نقل قول اهالی روستای آهو از نیاکانشان نام این روستا در ابتدا سرخه ده بوده است و پس از کشف امامزاده عبدالله به آهو تغییر نام داده است و داستان آن از این قرار است:

زمانی که هنوز امامزاده عبدالله کشف نشده بود و کسی از وجود چنین امامزاده ای خبر نداشت این امامزاده به خواب یکی از اهالی روستا می آید و خود را معرفی می کند و جایی که در آنجا دفن است را به این وسیله مشخص می کند که از کوهی آهویی بیرون می آید و جای امامزاده را به مردم نشان می دهد.

روز بعد این اتفاق می افتد وکوهی که نزدیک امامزاده بوده از هم باز شده و آهویی بیرون می آید و جای امامزاده عبدالله را نشان می دهد . و از آن پس این کوه به نام کمردوشاخ نام می گیرد که اکنون هم در شمال روستای آهو قرار دارد و به همین نام مشهور است و روستا هم به نام فعلی آهو تغییر نام می دهد.

http://http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B4%D8%AA_%D8%A2%D9%87%D9%88


 

نوشته شده توسط محسن آهویی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 16:54 موضوع | لینک ثابت


آب نفتی

سلام علیکم

بنده همین الان مستقیما از آهو میام خبر دارم توپپپپپپپپپپپپپپپ

اما کم کم خبرا رو میگم:

خبر اول:به گزارش واحد مرکزی خبر (خودم) در آهو آب آهو بدون قعطی به مردم آهو ارائه می شود.

اما در روز ۲۵تیر آب آهو دچار اتفاقات عجیبی شد آب این روستا در ۲۵و۲۶و۲۷بوی نفت میداد

بله درست فهمیدید دکتر احمدی نژاد بعد از تلاش ای فراوان نفت را وارد سفره های مردم کرد

بنابر گفته منابع خبری دکتر محمود احمدی نژاد این کار را به صورت آزمایشی در این روستا امتحان کرد

اوه اوه خب بابا طرفدار های دکتتتر چه عصبانی شدن بی جنبه ها

اما جدی آب آهو بوی نفت میداد منم که دنبال سوژه خبری برای وبلاگ بودم رفتم دنبال پیگیری علت.

بعد از یک ساعت فک زدن از زیر زبون مسئول آب آهو شنیدم که ماشین های گازوئیلی که چاه رو حفر میکردند گازوئیلشان در انجا ریخت که در روز های گرم تایستان این مواد به زیر زمین رفته و با آب چاه مخلوط شد.

وضع آب وحشتناک شده بود آخه با یکی از چوپان ها صحبت کردم گفت این آب رو دیگه گوسفندان نمیخورند(ببین ما چقدر بدبخت تر از اوناییم که اون آب رو خوردیم)

خلاصه سرانجام مسئولین گازئیل زو پمپاژ کردن و به مردم اعلام کردند که آبی که خوردن مشکلی نداره و فقط بوی اون عوض شده بود و الان این مشکل رفع شده

مردم آهو هم از یک ترور دسته جمعی نجات یافتند

راستی دکتتتتر احمدی نژاد اعلام کرد : مردم سلام

مردم:سلاااااااااااااااااام

دکتتتر: خوبین؟

مردم:بلللللللللله

دکتتتر: دیگه از من نخواین نفت رو وارد سفره هاتون کنم باشه؟ چون ضرر داره

مردم:بااااااااشه


 

نوشته شده توسط پارسا در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت 20:26 موضوع | لینک ثابت


تابستانه

سلام دوستای گلم

با چنتا عکس جدید و بروز در خدمتتونم

خبر چندان مهمی هم که ارزش گفتن داشته باشه فعلا ندارم

ولی خوب عکسها خودشون میگن که الان آهو وقت چه کاراییه و سوغاتی الان آهو چیه .

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 بدون شرح

http://gharaje.blogfa.com/

http://gharaje.blogfa.com/

http://gharaje.blogfa.com/

http://gharaje.blogfa.com/

http://gharaje.blogfa.com/

 بای تا های


 

نوشته شده توسط کریمی آهویی در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت 2:56 موضوع | لینک ثابت


به به سلام به بچه های آپ کن وبلاگ

من دلیل داشتم نمیومدم من رمز ورودیم تغییر کرده بود (آخه رو اعصاب یه هکر راه پیمودم)

خب حالا خبر دارم براتون

خبرنگار اعزامی آهو به ما خبر داد وضعیت آب در آهو بهتر شده(یعنی بدتر نشده)

و خبر دیگر اینه که الان اگه برین آهو همه آهویی ها قیافشون این شکلی شده

کم کم می خوان هر ماشینی میاد آهو در ورودی ازش پول بگیرن آخه آهو داره توریستی میشه(شوخی کردما)

و اما خبر خوب دارم مثل توپ صدا میکنه:

من دارم میرم آهو (آخه هر دفعه که میرم آهویی ها با مهمانوازی خاصی من رو استقبال میکنن)

اما انقدر مصاحبه میکنم و عکس میگیرم تا منو بندازن بیرون

تموم شد دیگه اجازه دارین برین به کارهای دیگرتون برسین

اوه اوه

قیافه مدیر وبلاگ اینطوری شده

ببخشید آخ داره منو میزنه مدیر(همون مجیدی)


 

نوشته شده توسط پارسا در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت


یک یا علی می خواهد

من دو هفته نبودم

با اجازه همه دوستان به زیارت خانه خدا

وقتی برگشتم انتظار داشتم این وبلاگ مطالب جالب و زیبایی از آو داشته باشه

ولی با کمال تعجب دیدم که در تمام این مدت هیچ خبری در این وبلاگ نشده

برای معرفی بهتر روستای زیبایمان یک یا علی نیاز داریم

روستاهایی هستند که اصلا زیباییها و آب و هوای روستای زیبای ما را ندارند ولی اهالی آن روستاها برای معرفی محل زندگی خود سنگ تمام می گذارند . اما روستای به این زیبایی را هیچ کس جز اهالی روستا و اطراف آن نمی شناسند .

همت کنیم

یا علی


 

نوشته شده توسط مجیدی در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 11:36 موضوع نامه های مدیریت | لینک ثابت


چاقاله

بفرمایید چاقاله

در

http://gharaje.blogfa.com/


 

نوشته شده توسط کریمی آهویی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 19:13 موضوع | لینک ثابت


خدا را صدا بزن

 

به نظرت ماها چقدر در طول روز خدا رو صدا می زنیمو یاد می کنیم ؟

 زیاد یا متوسط و یا زبونم لال کم ......

به ولله خیلی هامون حتی یک لحظه هم یادش نمی کنیم.......

حالا بیاین یه حساب سر انگشتی بکنیم ببینیم

تو 24 ساعت چقدر یادش می کنیم ......

اگه نماز خون باشیمو صبح ها هم برا نماز صبح بیدار شیم

 با حساب هر رکعت یک دقیقه، در کل 17 دقیقه در کل روز نماز می خونیم

 یا به قول خودمونی با خدا حرف می زنیم ...

حالا اگه یکم لیاقتمون بیشتر باشه و نماز شبم بخونیم

 ( با احتساب نماز شب که 11 رکعته )

 میشه 28 دقیقه ......

دیگه اگه یکم بیشتر لیاقت داشتیمو همتمون بیشتر بود

 در کل 15 دقیقه هم می زنیم به حساب دعا خوندن ......

حالا اگه چند صفحه ای هم به قرآن نگاه کنیمو

فقط همون معنی فارسی شو بخونیم

 میشه 15 دقیقه ی دیگه ....

 خب حالا جمع بزنین .......

اون 2دقیقه هم فدای سرتون میشه 1 ساعت ......

حالا ببینم واقعا همه ی ماها یک ساعت به یاد خدا هستیم ؟؟؟؟؟؟؟

خداوندی که میگه در همه حال منو یاد کن .......

در همه حال منو بخون .....

خب حالا این یک ساعت که تو 24 ساعت پخش شده

 کمه یا خیلی زیاده ؟؟؟؟؟؟

در روز چقدر پای تلوزیونو اینترنتی می شینیم ؟؟؟؟؟؟

 چقدر در حال چرخ زدنو اینورو اونور رفتنیم .... هان ؟؟؟؟؟

چقدر تو خونه میشینیمو می گیم حوصلمون سر رفته ؟؟؟؟؟

 برید خودتون حساب کنین ......

اگه از این یک ساعت بیشتر شد که خوش به سعادتون

ولی اگه نشد وای که ........... که چی ؟؟؟؟

نه بابا نمی خوام اونو بگم .......

 می گم وای که باید خیلی بیشتر یادش کنین ......... . . .

یه روز به شیخ رجبعلی خیاط گفتن مارو نصیحت کن ...

فرمود : خدا را یاد کن ....

گفتند باز هم نصیحت کن ....

 فرمود بیشتر خدارا یاد کن ...

گفتند باز محتاج نصیحتیم ....

 فرمود خدارا در هر کاری یاد کن .....

 به زن و شوهر ها بگویید حتی قبل از . . . . 

 هم با بسم الله خدا را یاد کنند......

یاد خدا بیمه کننده ی هر کاریست .......

 


 

نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 5:3 موضوع | لینک ثابت


آهو شناسی

 

۱- اینجا که تصویر برداری شده دقیقاْ کجاست؟

 

۲- اسم این برج تو آهو چیه؟

 

۳-  پشت این تصویر به کجا ختم میشه؟

 

 

 


 

نوشته شده توسط مسعود آهویی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 20:11 موضوع | لینک ثابت


کنار سر قلعه - چشمه قدیمی - یادش بخیر - بهار 1387


 

نوشته شده توسط مسعود آهویی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 6:9 موضوع | لینک ثابت


بهار آهو

جای همتون تو آهو خالیه

بهشته !

 


 

نوشته شده توسط کریمی آهویی در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 18:56 موضوع | لینک ثابت


سلام بر دوستان عزیز

در اینجا برخی از دوستان اعلام آمادگی کردند تا عضو وبلاگ باشند . هر کدام اسمی برای خودشان انتخاب کردند .

برخی از اسمها را من هم نمی شناسم . البته فکر کنم اصلا اسم اصلی اشخاص نباشد.

ای کاش هر کسی خودش را معرفی می کرد تا همگی با هم آشنا شویم .

یا علی


 

نوشته شده توسط مجیدی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 16:21 موضوع نامه های مدیریت | لینک ثابت


سلام

سلام به همه دوستای آهویی گلم .

امیدوارم بتونم با مطالبی جالب و خوندنی در خدمتتون باشم .

gharaje.blogfa.com


 

نوشته شده توسط کریمی آهویی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 17:16 موضوع | لینک ثابت


سلام دوستان

سلام همولایتی های عزیز

 

خسته نباشین

 

خیلی وقته یه چیزی تو دلمه

 

میخوام بگم اما نتونستم

 

همتون میدونین که ما یه امامزاده بالا داریم

 

که دارای شجره نامه معتبری هم هست

 

امامزاده عبدالله بن ""موسی ابن جعفر ( ع )""

 

اما نمی دونم چرا؟

 

چرا با این که می دونیم 

 

 این امامزاده خیلی به مردم حاجت داده

 

خیلی مریضا رو شفا داده

 

بازم

 

.

 

.

 

 از بقیه توقع ندارم

 

چرا خودمون داریم به این امامزاده بی احترامی می کنیم.

 

رو در و دیوار این امامزاده با ابزارهای مختلف

 

نظیر

 

مداد

 

خودکار

 

کشیدن کلید روی دیوار

 

گچ

 

و

 

.

 

.

 

.

 

.

 

به اصطلاح خودشون یادگاری می نویسن

 

 و

 

برای دلخوشیشون تاریخ می زنن

 

که اگه مثلا 10 سال دیگه اومدیم

 

ببینیم

 

و

 

خاطرات اون موقع برامون زنده بشه

 

که

 

۱/۱۰۰۰

 

این کارهارو تو خونه خودشون انجام نمی دن

 

اما تو امامزاده بالا نظیر این کارو خیلی می بینیم

 

واقعاً برا خودمون متأسفم

 


 

نوشته شده توسط مسعود آهویی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 22:47 موضوع | لینک ثابت


؟؟؟؟

دوستان عزیز

در ابتدای تشکیل این وبلاگ استقبال خوبی از سوی شما در مورد این وبلاگ صورت گرفت

این استقبال من را خوشحال کرد که در این وبلاگ می توانیم مطالبی زیبا در مورد قریه زیبایمان ببینیم و به همه معرفی کنیم

اما بسیار کند کار می کنیم .

چرا ؟


 

نوشته شده توسط مجیدی در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 23:36 موضوع نامه های مدیریت | لینک ثابت


مطلبی زیبا به نقل از وبلاک انجوی نژاد

 الهی : آنچه تو می بینی ما می پنداریم . به آنچه تو می بینی راضیم نه آنچه ...... !؟ الهی : تو را به نام مقلب القلوبیت خواندیم تا عالم و آدم بدانند تلاش های ما در اراده تو بی ثمرست و ما دل به اراده ات بسته ایم که دردش شفاست و بلایش ارتقاء !؟ الهی : شکوفایی ما بحول و تدبیر توست و سالی در پیش است که برایم نقطه ای از رسیدن است به آنچه تو برایم مقرر فرمودی و من در آرزوی آن چیزی هستم که .... یادته : گفتم که : بک یا الله ...... بمحمد ...... و .... !؟ الهی : شنیده بودیم وقتی پر بگیری هر چه بالاتر بروی در دیده ها کوچک می شوی .... و دیدیم !؟ الهی : یکی یکی می روند و صد تا صد تا می آیند و وفا و صداقت محک می خورد ........... همه خود را حق جلوه می دهند و ...... تو آن بالا بر مصدر حقیقت محض نشسته ای . با رفتن دوستان دلم می گیرد و از اضافه شدن دوستان شعفی حاصل نمی شود .... اما از یاران با وفای پروازیم آموخته ام که صبر و سکوت و مهرو وفا را اگر آدمیات نبینند تو می بینی و امروز دیگر هیچ برایم مهم نیست که احساس می کنم تو راضی هستی ....و اما دل گرفته ام ؟؟ خب بدرک !؟ بگیره ......... کاش چوبی را برای بی وفایان بالا نبری که من بسهم خود راضی نیستم . الهی : کاش میشد سالی در پیش باشد سبز سبز . ایمان و عمل و صداقت  ..... وفاداری و مهر و محبت ....... یکدستی امت و و لایت ....... و از همه بهتر ظهور و اگر نشد حتی و حتی کوره راهی برای شهادت ....... که اینبار دیگر قدر دانم .قسم بخورم ...... التمااااااس می کنم .........ووووووووووووی ............ با این قلم نمی شه حرف دلو زد . بابا . دلزده ام ازین همه ......... بی خیال . قرار بود کمپانی روحیه باشیم : از همه تشکرررررررررررررررررررر می کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟ 

همین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟


 

نوشته شده توسط مجیدی در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 23:34 موضوع نامه های مدیریت | لینک ثابت